مجله اینترنتی دیپروتد

ریشه های عمیق اجتماعی و اقتصادی

11/1 1397
ابومحمد حسن بن علی عسکری علیهما السّلام (231 یا 232 - 260 ه.ق) یازدهمین امام شیعیان است. ایشان فرزند امام هادی علیه السلام است و پس از شهادت پدر بزرگوارشان در سال 254 به امامت رسیدند. سالهای امامت ایشان در شهر سامرا و غالبا تحت کنترل شدید خلفای عباسی سپری شد. به نحوی که ارتباط آن حضرت با شیعیان بسیار محدود و تنها به وسله وکیلان خاص آن حضرت بود.

آن حضرت در سال 260 هجری به وسیله زهری که به دستور معتمد عباسی به ایشان خورانده شد به شهادت رسیدند. ایشان پدر حجت خدا بر زمین، امام زمان عجل الله فرجه الشریف می باشند.
ولادت

آن حضرت در ربیع الثانی- روز دهم [۱] یا هشتم [۲] یا چهارم[۳] - سال 232- به نقل خطیب [۴] 231- در مدینه[۵] چشم به جهان گشود و 28 سال زندگی کرد. [۶] ابن خلّکان تولد ایشان را روز پنجشنبه یکی از ماههای سال 231 دانسته و قول دیگری را نیز که ششم ربیع الآخر سال 232 می‌باشد، نقل کرده است. [۷] مسعودی سن آن حضرت را به هنگام شهادت 29 سال دانسته است. [۸] بنابراین او باید تولد آن حضرت در سال 231 را معتبر بداند.

مادر آن حضرت پاکترین، پارساترین، پاکدامن ترین و والاترین بانوی زمان خود بودند و راویان، ایشان را از بانوان عارفه و صالحه برشمرده اند. نام مادر امام را حُدَیث یا حدیثه گفته اند. برخی منابع مهم نام وی را حدیث یا سلیل که ممکن است لقب او باشد، ذکر کرده اند. در تعلیقه کتاب «کمال الدین» شیخ صدوق چنین آمده است: المشهور اسمها حُدَیث مصغراً أو سلیل.[۹]
کنیه و القاب
امام هادی فرزند بزرگوار خود را به «أبومحمد» [۱۰] که نام امام منتظر، محمدالمهدی، بزرگ مصلح بشریت و موعود امت های روی زمین و مستضعفان جهان است مکنی ساختند.

القاب آن حضرت که آینه ی صفات برجسته و گرایشهای والای ایشان است، عبارتند از:

 خالص :ایشان از هر آلایش و پلیدی پاک بودند.[۱۱]
 هادی:ایشان نماد هدایت و نشانه ی راهیابی و حرکت در صراط مستقیم برای عالمیان بودند. [۱۲]
 عسکری: سامرا یک منطقه ی نظامی به شمار می رفت و امام را به خاطر اقامت در آنجا (یا محله ای از آنجا) «عسکری» لقب دادند. لازم به ذکر است همانطور که مورخان تصریح کرده اند اگر در جایی لقب «عسکری» به تنهایی بکار رود مراد امام حسن عسکری است نه پدرشان. [۱۳]
 زکی:ایشان شریف ترین و پاک نهادترین انسان روزگار خود بودند جان و دل خود را پاک کرده در راه اعمال نیک پرورش داده بودند. [۱۴]
 خاص:خداوند ایشان را با فضائل و اجابت دعا، ویژه و خاص خود گردانیده بود. [۱۵]
 صامت:ایشان خاموش بودند و جز به یاد خدا، تعلیم و حکمت گویی، لب نمی گشودند. [۱۶]
 سراج:ایشان چراغی بودند در تیرگی ها و مردم را به صلاح و تقوا راهنمایی می کردند. [۱۷]
 تقی:ایشان پرهیزگارترین انسان زمان خود بودند و بیش از هر کس پاسدار احکام دین و متکی به پروردگار به شمار می رفتند. [۱۸]
 ابن الرضا عنوانی است که امام جواد و امام عسکری علیهما السّلام هر دو به آن شهرت یافته اند. [۱۹]

شمایل امام

احمد بن عبیدالله بن خاقان، خصوصیات ظاهری و رخسار حضرت را چنین توصیف می کند: «امام گندمگون، درشت چشم، نیکوقامت، خوبروی و خوش اندام بود و هیبت و جلالی تمام داشت» [۲۰]

همچنین گروهی رخسار امام را گندمگون مایل به سپید دانسته اند.[۲۱]
دوران کودکی

هنگامی که امام حسن عسگری علیه السلام در دوران طفولیت به سر می برد متوکل پدرش امام هادی علیه السلام را به شهر سامراء منتقل نمود و لذا آن حضرت از کودکی در سامرا بودند.

از داستانی که از دوران کودکی آن حضرت نقل شده است مشخص می گردد که آن حضرت از همان ابتدا از علمی الهی برخوردار بوده اند:

روزی شخصی امام حسن عسکری علیه‏ السلام را در آن هنگام که کودک بود مشاهده کرد که در کنار عده ای از کودکان که بازی می‏ کردند ایستاده است و گریه می‏ کند. او پنداشت که امام بخاطر نداشتن بازیچه ای که در دست کودکان دیگر است می گرید، از این رو نزد حضرت رفت و گفت: «ناراحت نباش، ای پسر رسول خدا! من برایت یک اسباب بازی می ‏خرم!»

آن حضرت ناراحت شده و گفت: ما را برای بازی نیافریده اند

آن مرد حیرت کرد و گفت: پس برای چه آفریده اند؟

فرمود: برای دانش و پرستش.

مرد با تعجب پرسید: از کجا این را می گویی؟

فرمود: «زیرا خداوند فرموده:

«افحسبتم انما خلقناکم عبثا و انکم الینا لا ترجعون»[۲۲]

«آیا گمان می‏کنید که شما را بیهوده (و برای بازی) آفریده ایم و شما به ما بازگشت نمی کنید؟»

... او گفت: «با آنکه کودک هستی و گناهی بر تو نیست چرا اینگونه منقلب هستی و از خدا می‏ترسی؟»

حضرت فرمود: مادرم را دیدم که می خواست با چند قطعه هیزم ضخیم آتشی بر پا کند. پس برای روشن کردن آن هیزم های بزرگ، هیزمهای کوچکی را روشن کرد گریه من از این جهت است که مبادا ما جزئی از آن هیزم های ریز و کوچک دوزخیان قرار گیریم!» [۲۳]
خلفای معاصر با امام

 متوکل (232 تا 246)
 منتصر (246 تا 248)
 مستعین (248 تا 252 )
 معتز (252 تا 255)
 مهتدى (255 تا 256)
 معتمد (256 تا 279)

دوران امامت

با شهادت امام هادی علیه السّلام در سال 254، امام عسکری علیه السّلام به سمت امامت شیعیان اثنی عشری منصوب گردید. روایاتی که در وصیت امام هادی علیه السّلام درباره امامت فرزندش وارد شده، در بسیاری از کتب حدیث و تاریخ شیعه، به چشم می خورد.[۲۴].امام هادی (علیه السلام) در وصف فرزند خویش می فرمایند: «فرزندم ابومحمد اصیل ترین چهره ی خاندان نبوی و استوارترین حجت است. او بزرگ فرزندانم و جانشین من است و امامت و احکام آن به سوی او بازمی گردد»[۲۵]
انشعاب های امامت بعد از شهادت امام هادی (علیه اسلام)

با توجه به این وصیت و تنصیص امام هادی علیه السّلام، که از نظر شیعیان نشانه صحت امامت امام بعدی است، آنان امام حسن عسکری علیه السّلام را به امامت پذیرفتند. یکپارچگی شیعیان، به جز شماری اندک، خود دلیلی بر مقبولیت این امر در جامعه شیعه در آن روزگار است.امّا عده ای دچار انحراف شدند:

 عده ای به امامت محمد بن علی هادی(سید محمد) (که در زمان حیات پدرش امام هادی علیه السّلام وفات کرد) گرویدند.
 تعداد انگشت شماری جعفر بن علی الهادی را امام خود دانستند.پیروان جعفر بن علی «جعفریه خلّص» لقب یافتند.[۲۶]

مسعودی، شیعه را از پیروان امام عسکری و فرزندش می داند که این فرقه در تاریخ به «قطعیّه» معروف شده اند. [۲۷] عنوان قطعیه اشاره به گروهی است که نوعا نه به مهدویت امام رحلت کرده بلکه بر رحلت امام پیشین قطع کرده و امامت امام بعدی را پذیرفته اند.
محدودیت ها و فشارهای خلفای عباسی بر امام

امام حسن عسگری علیه اسلام تحت فشارها و محدودیتهای زیادی از طرف خلفای عباسی زندگی می کرد چرا که در آن دوران شیعه به صورت یک قدرت عظیم در عراق درآمده بود و این باعث می شد که خلفاء احساس خطر کنند. [۲۸] روشن است که امام عسکری علیه السّلام همانند سایر امامان، در صورت داشتن اختیار و آزادی، نه سامرا بلکه مدینه را برای زندگی انتخاب می کردند. در واقع اقامت طولانی ایشان در سامرا جز نوعی بازداشت از طرف خلیفه قابل توجیه نیست. به همین جهت از امام خواسته بودند حضور خود را در سامرا، به طور مداوم به آگاهی حکومت برساند؛ چنان که طبق نقل یکی از خدمتکاران امام، آن حضرت هر دوشنبه و پنجشنبه مجبور بود در دار الخلافه حاضر شود.[۲۹]
نحوه ارتباط شیعیان با امام عسکری علیه السلام

از برخی روایات فهمیده می شود که در زندگی امام حد اقل دورانی وجود داشته که امکان دیدار مستقیم با آن بزرگوار در خانه اش نبوده است و شیعیان معمولاً در مسیری که امام به مرکز حکومت رفت و آمد می کرد، توفیق زیارت چهره آن حضرت را داشته اند. در کتاب الغیبه آمده است که در یوم النوبه (روز مراجعه امام به مرکز حکومت) شور و شعفی در میان مردم پدید می آمد و خیابانها مملو از جمعیت می شد. آن گاه که امام در خیابان حضور می یافت، هیاهو خاموش می شد و امام از میان مردم عبور می کرد. [۳۰]

علی بن جعفر از حلبی نقل می کند: در یکی از روزها که قرار بود امام به دار الخلافه برود ما در عسکر به انتظار دیدار وی جمع شدیم؛ در این حال از طرف آن حضرت توقیعی بدین مضمون به ما رسید:

ألّا یسلمنّ علیّ أحد و لا یشیر الیّ بیده و لا یؤمئ فإنّکم لا تؤمنون علی أنفسکم. [۳۱] کسی بر من سلام و حتی اشاره هم به طرف من نکند؛ زیرا که در امان نیستید!.

این روایت به خوبی نشان می دهد که دستگاه خلافت تا چه حد روابط امام با شیعیانش را زیر نظر داشته و آن را کنترل می کرده است.

در چنین وضعیتی امام تنها از طریق وکلا با شیعیان ارتباط داشت و آنها مسوولیت رد و بدل کردن نامه های شیعیان به امام یا وکیل ارشد آن حضرت و همچنین جمع آوری اموال مربوط به امام از تمامی مناطق شیعه نشین و رساندن آن به امام را بر عهده داشتند. عثمان بن سعید، شخصیت موجّه و شناخته شده شیعی، وکیل ارشد امام بود و همه اموال به دست او می رسید.[۳۲] فرزند او محمّد بن عثمان نیز منصب وکالت را به عهده داشت.[۳۳] احمدبن اسحاق اشعری، از عالمان بزرگ قم و از اصحاب خاص امام حسن عسکری علیه السلام وکیل آن حضرت در ناحیه قم بود. (طوسی، الفهرست، ص 63) و از وکلای بغداد می توان به ریان بن صلت بغدادی خراسانی اشعری اشاره کرد.[۳۴] وکیل آن حضرت در کوفه ایوب بن نوح بن دراج بود[۳۵] و علی بن جعفر همانی برمکی از وکلای مکه[۳۶] و عبداللّه بن حمدویه بیهقی از وکلای حضرتش در بیهق و نیشابور بود.[۳۷] [۳۸]
موقعیت امام در سامرا

امام عسکری علیه السّلام اگر چه بسیار جوان بود، ولی به دلیل موقعیت بلند علمی و اخلاقی، به ویژه رهبری شیعیان و اعتقاد بی شائبه آنان به امام و احترام بی چون و چرای مردم از وی، شهرت فراوانی پیدا کرده بود.

سعد بن عبد الله اشعری از علمای معروف شیعه می گوید: در شعبان سال 278- هیجده سال پس از رحلت امام علیه السّلام- در مجلس احمد بن عبید الله بن خاقان «2»- که آن روزها مسئولیت خراج قم را بر عهده داشت و به آل محمد و مردم قم نیز عداوت می ورزید- نشسته بودیم. سخن از طالبیون ساکن سامرا و مذهب و موقعیت آنان در پیش حاکم به میان آمد، احمد گفت: من کسی از علویان را چون حسن بن علی عسکری علیه السّلام در سامرا ندیده و نشنیده بودم که این چنین به وقار و عفاف و زیرکی و بزرگ منشی در میان اهل بیت خود شناخته شده و پیش سلطان و بنی هاشم محترم باشد، چنان که او را بر افراد مسن حتی امراء و وزراء و منشیان نیز برتری می دادند. روزی من بالای سر پدرم ایستاده بودم؛ آن روز پدرم برای دیدار با مردم نشسته بود. یکی از حاجبان وارد شد و گفت: ابن الرضا در بیرون در ایستاده ‏است. پدرم با صداى بلندى گفت: او را اجازه ورود بدهید و آن حضرت وارد شد...

وقتى پدرم او را دید چند قدم به سوى او رفت، کارى که ندیده بودم با کسى حتى امرا و ولات عهد انجام بدهد. وقتى به او نزدیک شد، دست به گردنش انداخت و صورت و پیشانى او را بوسید. آنگاه دستش را گرفت و در جاى خود نشاند.

پدرم خود روبروى او نشست و با وى به گفتگو پرداخت. در سخنان خود، او را با کنیه -که حاکى از احترام او بود- مورد خطاب قرار مى‏ داد و مرتب مى‏ گفت: پدر و مادرم فدایت.... شب هنگام نزد پدرم رفتم... و از وى پرسیدم: پدر! آن شخص که امروز آن همه اجلال و احترامش نمودى، چه کسى بود که حتى پدر و مادرت را فداى او مى‏ کردى؟ گفت: او ابن الرضا، امام رافضیان بود؛ آنگاه ساکت شد. چند لحظه بعد سکوتش را شکست و ادامه داد: فرزندم اگر روزى خلافت از دست بنى عباس بیرون رود، در میان بنى هاشم، جز او کسى شایستگى تصدى آن را ندارد. او به خاطر فضل، صیانت نفس، زهد، عبادت و اخلاق نیکو سزاوار مقام خلافت است. اگر پدر او را دیده بودى مردى بود بزرگوار، عاقل، نیکوکار و فاضل. با شنیدن این سخنان آتش خشم سرتاسر وجودم را فرا گرفت. در عین حال حس کنجکاویم براى شناختن او برانگیخته شد.

از هر کس از بنى هاشم، منشیان، قضات، فقها، حتى مردم عادى که درباره ‏اش سؤال مى ‏کردم او را در نزد آنان در نهایت جلالت و بزرگوارى و مقدم بر سایر افراد اهل بیت مى ‏یافتم. همه مى ‏گفتند: او امام رافضیان است. از آن پس اهمیت وى پیش من رو به فزونى گذاشت؛ زیرا دوست و دشمن او را به نیکى مى ‏ستودند. ...[۳۹]

این روایت با توجه به راوى آن که خود یکى از معاندان سر سخت اهل بیت بوده، موقعیت اخلاقى و اجتماعى امام را در میان عامه مردم و حتى خواص نشان مى‏دهد.
دوران بازداشت های امام

روایات زیادی درباره بازداشت امام عسکری علیه السّلام وجود دارد که البته از جهاتی با یکدیگر ناسازگارند. علت این امر، افزون بر این که می تواند اشاره به تعدّد بازداشت آن حضرت باشد، اشتباه مردم در نام خلفا نیز هست.این بازداشت ها عبارت اند از:

 خبری درباره زندانی شدن آن حضرت در دوران مستعین (248- 252) در دست است. صیمری در کتاب «الاوصیاء» نقل کرده است که مستعین دستور بازداشت امام عسکری علیه السّلام و آوردن وی به کوفه را به سعید حاجب داد. ابو الهیثم بن سیابه ضمن نامه ای که به امام نوشت، از این خبر اظهار نگرانی کرد. امام در جواب وی نوشتند:پس از سه روز فرجی حاصل خواهد شد. سه روز بعد، مستعین خلع شد و خطر رفع گردید.[۴۰]این خبر در منابع دیگر درباره معتز نقل شده است.
 معتز دیگر خلیفه سختگیر عباسی امام عسکری و برادرش جعفر را زندان کرده است. با توجه به شهادت امام هادی علیه السّلام در سال 254 و امامت فرزندش، آمدن دو برادر به زندان باید در سال 254 یا 255 باشد.صالح بن وصیف از ایادی عباسیان که حراست امام را در زندان بر عهده داشت، از طرف برخی شخصیتهای عباسی به سختگیری بر آن حضرت و آزار وی تشویق می شد که در پاسخ آنها گفت: قد وکّلت به رجلین شرّ من قدرت علیه فقد صارا من العباده و الصّلاه الی أمر عظیم.دو تن که آنها را بدترین مردم می دانستم بر او مأمور کردم ولی آنان چنان تحت تأثیر امام عسکری قرار گرفتند که در عبادت و نماز به حد والایی رسیدند.[۴۱]مدارکی حاکی از آن است که شخص امام در زندان به طور دائم روزه بوده اند. [۴۲]
 خبری هم درباره دوران مهتدی (255- 256) موجود است. این خلیفه مدعی بود که عمر بن عبد العزیز عباسیان است.[۴۳] ابو هاشم جعفری گفته است: در دوران مهتدی، هنگامی که در زندان بودم، امام عسکری علیه السّلام را به زندان آوردند. با کشته شدن مهتدی در سال 256 خدا جان او را از خطر مرگ رهانید؛ زیرا خلیفه قصد کشتن آن حضرت را داشت. [۴۴]
 امام در خلافت معتمد عباسی (256- 279) زندانی شدند. در روایتی آمده که آن حضرت در سال 259 ق در زندان معتمد در حالی از او جدا شد که بیش از دیگران عظمت الهی آن حضرت را شناخته و از او ستایش می کرد.[۴۵]

شهادت امام حسن عسکری (علیه اسلام)

سوابق بازداشت و خطرى که همواره از طرف دستگاه حاکم متوجه جان حضرتش بود و این که حضرت یک شخصیت مخالف سیاسى به حساب مى‌ آمد و نیز رحلت آن حضرت‌ در سنین جوانى، همگى دلیل شهادت آن حضرت می باشد.آن حضرت در هشتم ربیع الاول سال 260 هجری توسط سمی که از طرف معتمد خلیفه عباسی به زور به ایشان خورانده شد به شهادت رسیدند.

امام حسن عسکری - علیه السلام - را نزد طاغوت عباسی «معتمد» آوردند. او که از احترام جمیع طبقات مردم به امام و مقدم داشتن ایشان بر تمام علویان و عباسیان به تنگ آمده بود و از شنیدن فضائل حضرت مالامال از کینه شده بود، تصمیم گرفت ایشان را به شهادت برساند. لذا زهری کشنده به امام خوراند که بر اثر آن، بدن حضرت رنجه گشت و ایشان بستری شدند، اما با همه درد و آلام جسمانی صبورانه کار خود را به خداوند واگذار کردند.[۴۶]

از آنجا که امام یک چهره کاملا شناخته شده در سامرا بود، هنگام رحلتش هاله‌اى از غم و بهت‌زدگى فضاى سامرا را فرا گرفت. احمد بن عبید الله در روایتى که قسمتى از آن پیش از این ارائه شد، این صحنه را چنین وصف کرده: وقتى امام عسکرى علیه السّلام رحلت کرد، صداى شیون و فریاد همه جا را فرا گرفت. مردم فریاد مى‌زدند: ابن الرضا رحلت کرد. آنگاه براى تدفین آماده شدند، بازار به حال تعطیل درآمد. پدر من (وزیر معتمد عباسى)، بنى هاشم، شخصیتهاى نظامى و قضایى و منشیان و مردم به سوى جنازه هجوم آوردند، آن روز در سامرا قیامتى برپا بود.[۴۷]
کُتُب منسوب به امام حسن عسکری (علیه اسلام)
کتاب تفسیر منسوب به امام حسن عسکری (علیه اسلام)

کتاب تفسیرى به امام عسکرى علیه السّلام نسبت داده شده که شامل تفسیر سوره حمد و قسمتى از سوره بقره است. این کتاب از ابتداى طرح آن در محافل علمى، از قرن چهارم تا به امروز، مورد قضاوتهاى گوناگونى قرار گرفته است. شمارى از عالمان آن را از اثار امام دانسته و احادیثى نیز از آن نقل کرده‌اند. برخى دیگر آن را ساختگى شمرده و آن را فاقد اعتبار علمى دانسته‌اند. بخشى از این قضاوتها متکى به سند کتاب است؛ زیرا دو نفر به نامهاى یوسف بن محمد بن زیاد، و محمد بن سیّار، اساس روایت آن هستند و واسطه این دو و شیخ صدوق، یک نفر با نام محمد بن قاسم استرآبادى است، گرچه بر اساس روایت ابن شهر آشوب، حسن بن خالد برقى نیز راوى این تفسیر است.[۴۸]
کتاب المقنعه

کتاب دیگرى که ابن شهر آشوب به امام منسوب کرده، کتاب المقنعه است. کتاب مزبور در نسخه‌اى از مناقب با عنوان «کتاب المنقبه» ضبط شده و صاحب ذریعه نیز تحت همین عنوان از آن یاد کرده است. اما در چاپ نجف و قم از مناقب، «رساله المقنعه» آمده است. بیاضى هم از آن با عنوان «کتاب المقنعه» یا «رساله المقنعه» یاد کرده است.[۴۹] البته از برخی روایات بدست می آید که کتاب مزبور، اثرى بوده است که محتوایش بر گرفته از امام هادى علیه السّلام که توسط رجاء بن یحیى روایت شده و در سال 255 از خانه امام عسکرى- که آن زمان منصب امامت شیعه را داشته- به بیرون راه یافته است. نکته قابل توجه: در مناقب تصریح شده است که در آغاز کتاب «المقنعه» چنین آمده: أخبرنی علی بن محمد بن موسى (که همان امام هادى علیه السّلام است). ابو المفضل در سال 314 از رجاء بن یحیى نقل کرده که فوت رجاء نیز در همین سال اتفاق افتاده است.[۵۰]
اصحاب امام حسن عسکری

نگارش جوامع حدیثى در میان اصحاب ائمه علیهم السّلام بسیار طولانى است، به ویژه، پس از دوران امام صادق علیه السّلام، افراد زیادى در جامعه شیعه مصمم شدند تا روایات را جمع‌ آورى کرده و آنها را براى شیعیان ساکن در کشورهاى دور و نزدیک به منظور راهیابى به افکار و اندیشه‌ هاى اهل بیت، بفرستند.از اصحاب امام حسن عسکری علیه السلام که آثاری در جهت حفظ تشیع داشته اند می توان به افراد زیر اشاره کردک

 حسین بن اشکیب سمرقندى‌: نجاشى تألیفات او را بر شمرده که در میان آنها کتابى با عنوان «الرد على الزیدیه» به چشم مى‌ خورد.[۵۱]
 محمد بن خالد برقى‌
 احمد بن محمد برقی: کتاب «المحاسن» وى دائره المعارفى مشتمل بر احادیث امامان در تمامى زمینه‌هاى مختلف معارف دینى از قبیل: اخلاق، تفسیر و جز آن بوده است. «1» وى تألیفات دیگرى هم داشته که از جمله آنها کتاب التبیان فى اخبار البلدان در جغرافیاى تاریخى دنیاى اسلام بوده است.
 حسن بن موسى خشاب: از اصحاب امام عسکرى علیه السّلام تألیفاتى از خود باقى گذاشته که کتاب «الرد على الواقفیه» از آن جمله است.
 محمد بن على بن حمزه‌
 احمد بن ابراهیم بن اسماعیل‌

شخصیت والای امام حسن عسکری (علیه السلام)
عبادت های امام حسن عسکری (علیه اسلام)

امام حسن عسکری - علیه السلام - عابدترین فرد زمان خود بود و بیش از همه به اطاعت خداوند و انجام دستورات الهی می پرداخت؛ شبها را با تلاوت قرآن، نماز و سجود برای خدا تا بامداد سرمی کرد. محمد شاکری می گوید: «امام در محراب می نشست و به سجده می رفت و من می خوابیدم و بیدار می شدم لیکن ایشان همچنان در حال سجده بودند» [۵۲]
اخلاق والای امام حسن عسکری (علیه اسلام)

امام حسن عسکری تمامی کمالات اخلاقی پدران و اجداد گرامی خود را به ارث برده و با ذات خود عجین ساخته بود. والاترین جلوه های عالی اخلاق را در حرکات و سکنات خود نمایان می ساخت و مردم را بهره مند می کرد.در این جا به اختصار گوشه هایی از کمالات اخلاقی حضرت را می نمایانیم.
بردباری امام

از صفات اخلاقی والای حضرت که بر درخشش ایشان می افزود بردباری ایشان بود؛حکومت عباسی ایشان را زندانی کرد و مورد اهانت قرار داد لیکن در همه حال ایشان صبور و بردبار بودند و لب به شکایت نگشودند و به هیچ کس از سختی و مشقت خود شکوه نکردند بلکه در تمام موارد، کار خود را به خدا بازگذاشتند و بر او توکل کردند. و این یکی را از نشانه های حلم و بردباری ایشان است.
اراده استوار امام

یکی از ویژگیهای آشکار حضرت اراده ی قوی و استوار ایشان بود. حکومت بنی عباس همه ی توان و امکانات خود را به کار گرفته بود تا حضرت را وارد دستگاه خود کند و ایشان را موافق خود سازد لیکن این تلاشها ناکام ماند و حضرت همچنان بر استقلال خود و دوری از دستگاه عباسیان پافشاری کرد لذا بنی عباس او را تنها نماینده ی جناح مخالف سیاستهای استثمارگرانه و سرکوبگرانه خود می دانستند. امام در برابر تمام جلوه های فریبنده ی دستگاه عباسی ایستاد و از فرورفتن در نظام آنان تن زد. ایشان طاعت خدا و آرامش وجدان را بر هر چیز مقدم می داشتند.
بخشش

یکی دیگر از صفات بارز امام - علیه السلام - سخاوت و بخشش ایشان بود؛ ایشان بخشنده ترین مردم بودند و وکلایی در بیشتر مناطق اسلامی تعیین فرموده بودند تا حقوق شرعیه را از مردم وصول کرده به فقیران، تهیدستان و درماندگان بدهند و با آنان عهد کرده بود که این اموال را در راه خیر و حل اختلافات میان مسلمین و دیگر موارد مفید صرف کنند. یکی از موارد بخشندگی امام را مورخان چنین نقل کرده اند: «محمد بن علی بن ابراهیم بن امام موسی بن جعفر می گوید: دستانمان خالی و روزگارمان سخت شده بود پدرم به من گفت: ما را نزد این مرد - امام حسن عسکری - که وصف بخشش و سخاوت او را شنیده ایم ببر، به او گفتم: آیا او را می شناسی؟ گفت: او را نمی شناسم و تا کنون او را هرگز ندیده ام. ما نیز به قصد دیدار امام راه افتادیم در میانه راه پدرم گفت: چقدر خوب است که ایشان به ما پانصد درهم عطا کند؛ دویست درهم برای پوشاک، دویست درهم برای خوراک (آرد) و یکصد درهم برای مخارج. من هم با خود گفتم: ای کاش! به من نیز سیصد درهم ببخشد؛ با صد درهم الاغی بخرم و با صد درهم مخارج خود را تأمین کنم و صد درهم دیگر را خرج پوشاک کنم و به سوی منطقه ی «جبل» بروم. هنگامی که به خانه حضرت رسیدیم غلام ایشان به سوی ما خارج شد و گفت: علی بن ابراهیم و فرزندش محمد داخل شوند، همینکه وارد شدیم و بر حضرت سلام کردیم ایشان به پدرم گفتند: یا علی! چرا تا کنون نزد ما نیامده ای؟ آقای من از اینکه شما را با این حال دیدار کنم خجالت می کشیدم. اندکی درنگ کردیم و سپس خارج شدیم. غلام حضرت به دنبال ما آمد و به پدرم کیسه ای پول داد و گفت: این پانصد درهم است؛ دویست درهم برای پوشاک، دویست درهم برای خوراک (آرد) و صد درهم برای مخارج. سپس کیسه ی دیگری به من داد و گفت این سیصد درهم است صد درهم را برای الاغ خریدن خرج کن و صد درهم برای پوشاک و صد درهم برای مخارج. به سوی «جبل» نیز مرو بلکه به «سوراء» [۵۳]روانه شو. محمد نیز راه سوراء را پیش گرفت و در آنجا وضع مالی او خوب شده از توانگران علوی گشت»[۵۴]
منش والا

امام حسن عسکری - علیه السلام - دارای مکارم اخلاق و عظمت اخلاقی خاصی بود که با آن دوست و دشمن را شیفته خود می کرد، این ویژگی آشکارترین جلوه ی شخصیتی حضرت بود که آن را از جد بزرگوار خود پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله - که اخلاق نیک ایشان همه را فرامی گرفت. به یادگار داشت. از ایشان نمونه های اخلاقی شگفت انگیزی نقل شده که دشمن کینه توز را به دوستی صمیمی و مخلص بدل کرده است.
دانش امام

مورخان و تذکره نویسان زندگانی حضرت، ایشان را داناترین فرد زمان خود معرفی کرده اند و بر این نکته اتفاق نظر دارند که ایشان نه تنها در احکام دین متخصص بود بلکه در تمام علوم و در عرصه های مختلف دانش چه عقلی و چه نقلی یگانه ی عصر خود به شمار می رفت. «بختیشوع» پزشک مسیحی به شاگرد خود «بطریق» درباره ی حضرت چنین می گوید: «بدان که او داناترین فرد روزگار ماست که بر زمین زندگی می کند» [۵۵]
چند حدیث گرانبها از امام حسن عسکری (علیه السلام)
حکمت روزه

جعفر بن محمد بن حمزه ی علوی از حضرت درباره ی حکمت تشریع روزه پرسش کرد و امام پاسخ داد: «فرض الله تعالی الصوم لیجد الغنی مس الجوع فیحنو علی الفقیر...» [۵۶] . «خداوند متعال روزه را واجب کرد تا دولتمندان، فشار گرسنگی را حس کنند و بر فقیران دل بسوزانند و آنان را دستگیری کنند....». امام در کوتاهترین کلام و رساترین بیان حکمت تشریع روزه را بیان می کند. روزه، اغنیا را بر آن می دارد تا به کمک فقیران بشتابند و در حق آنان نیکی کنند. بعلاوه نتایج روحانی و معنوی و سلامتی جسمی که به دنبال دارد.
دوستی و دشمنی نیکان

امام - علیه السلام - درباره ی محبت و بغض نیکان و دشمنی بدکاران نسبت به آنان چنین می فرماید: «حب الابرار للأبرار فضیله للأبرار، و بغض الفجار للأبرار زین للأبرار، و بغض الأبرار للفجار خزی للفجار...» [۵۷] . «دوستی نیکان نسبت به یکدیگر برایشان فضیلت است و بغض بدکرداران نسبت به نیکان زیور و زینت آنان است، لیکن بغض نیکان نسبت به بدکاران مایه ی خواری بدکاران است....».
پانویس
مسار الشیعه، ص 30
اعلام الوری، ص 367
مصباح کفعمی، ص 530
تاریخ بغداد، ج 12، ص 57
اخبار الدول، ص 117؛ بحر الانساب، ص 2؛ تحفۀالامام، ص 86؛ مسعودی، اثبات الوصیه، ص۲۵۸، ۲۶۶؛ مفید، الارشاد، ج۲، ص۳۱۳
کافی، ج 1، ص 503
وفیات الاعیان، ج 2، ص 94؛ الائمه الاثنی عشر، ابن طولون، ص 113
مروج الذهب، ص 4، ص 112
کمال الدین، شیخ صدوق، ص3٠٧
اخبار الدول، ص 117 . بحرالانساب، ص 2. تحفۀالانام، ص 86 و النجوم الزاهره، ج 3، ص 32
اخبار الدول، ص 117 و بحرالانساب، ص 2
بحرالانساب، ص 2
بحرالانساب، ص 2
تحفۀالانام، ص 87 . بحار، ج 50 ، ص 236 (و در اخبارالدول و کتب دیگر، الخالص آمده است).
تحفۀالانام، ص 8
تحفۀالانام، ص 8
جوهره الکلام، ص 1
سفینۀالبحار، ج 1، ص 259
مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 421؛ بحار الانوار، ج 50، ص 236؛ نور الابصار، ص 166
بحارالانوار، ج 50 ، ص 3
بحار، ج 50 ، ص 238 و اخبار الدول، ص 1
سوره مومنون،آیه115
احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج‏29، ص65، نقل با تلخیص
الغیبه، طوسی، ص 120- 122؛ کشف الغمّه، ج 2، صص 404- 407؛ الارشاد، ص 335؛ روضه الواعظین، ص 247؛ بحار الانوار، ج 50، صص 239- 246
اعیان الشیعه، ج 4، ق 3، ص 2
المقالات و الفرق، ص 101
مروج الذهب، ج 4، ص 112
معارف، مجید. پژوهشی در تاریخ حدیث شیعه. تهران: موسسه فرهنگی و هنری ضریح، 1376 ش، ص 373
الغیبه، طوسی، ص 129، در بعضی نسخه ها «دار العامه» آمده که گویا منظور همان «دار الخلافه» است.
طوسی، الغیبه، ص 251
الخرائج و الجرائح، ج 1، ص 439؛ الصراط المستقیم، ج 1، ص 207
طوسی، الغیبه، ص 354
همان، ص 400
همان، ص 295
طوسی، ص 496
مجلسی، زندگانی حضرت جواد و عسکریین علیه السلام، ص 195
طوسی،الغیبه، ص 268
نقش امام حسن عسکری علیه السلام و اصحاب ایشان در حدیث امامیه، فرزند وحی،جمال / دارابی،فرشته، سفینه، شماره 37، صفحه 122
بحار الانوار، ج 50، ص 325؛ الکافی، ج 1، ص 505؛ الغیبه، طوسی، صص 131- 132؛ کمال الدین، ج 1، ص 40- 41؛ اعلام الوری، صص 357- 359؛ الارشاد، ص 338- 340؛ کشف الغمه، ج 1، ص 407
بحار الانوار، ج 50، صص 3121- 313 از مهج الدعوات ابن طاووس.
الارشاد، ص 334؛ کشف الغمه، ج 2، ص 414؛ روضه الواعظین، ص 248
نور الابصار، ص 168؛ الفصول المهمه، ص 286؛ الکافی، ج 1، ص 512
المنتظم، ج 12، ص 83 (حوادث سال 255)
بحار الانوار، ج 50، ص 313 از مهج الدعوات، ص 343؛ الغیبه، طوسی، ص 123
الارشاد، ص 342؛ الکافی، ج 1، ص 508؛ کشف الغمه، ج 2، ص 412
الارشاد، ص 383
کمال الدین، ج 1، ص 43؛ نور الابصار، ص 168؛ الغیبه، طوسى، ص 132
معالم العلماء، ص 34: عبارت چنین است: حسن بن خالد برقى، اخو محمد بن خالد، من کتبه: تفسیر العسکرى من املاء الامام علیه السلام، مائه و عشرون مجلده.
المناقب، ج 4، ص 424؛ الصراط المستقیم، ج 2، ص 175؛ ذریعه، ج 23، ص 149؛ اعیان الشیعه، ج 4، جزء 2، ص 188
مکارم الاخلاق، ص 458؛ ذریعه، ج 22، ص 421؛ نوابغ الرواه، ص 31
رجال النجاشى، ص 44، ش 88
دلائل الامامۀ، ص 2
سوراء: جایی که گفته میشود کنار بغداد است و خود بغداد نیز گفته شده است. معجم البلدان، ط دار صادر، ج 3، ص
کشف الغمه، ج 3، ص 2
بحارالانوار، ج 50 ، ص 2
کشف الغمۀ، ج 3، ص 193 و من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 4

 المجالس السنیۀ، ج 2، ص 6

منابع
زندگانى امام حسن عسکرى علیه السلام‌، باقر شریف قرشى / مترجم سید حسن اسلامى، جامعه مدرسین، قم 1375 ش
حیات فکرى و سیاسى ائمه، رسول جعفریان ،انصاریان، قم‌، 1381 ش‌‌
احقاق الحق و ازهاق الباطل، قاضی نور الله شوشتری
نقش امام حسن عسکری علیه السلام و اصحاب ایشان در حدیث امامیه، فرزند وحی،جمال / دارابی،فرشته، سفینه، شماره 3




منبع :
لینک :
کد مطلب: 9147
تاریخ و زمان انتشار: 1 بهمن 1397, 16:30
واژگان کلیدی:
پیوند کوتاه نوشتار:
https://deeprooted.ir/9147
نوشتار های پیشین نویسنده:
  • امام موسی کاظم علیه السلام
  • امام جواد علیه السلام
  • امام رضا علیه السلام
  • امام صادق علیه السلام
  • امام سجاد علیه السلام
  • امام حسین علیه السلام
  • امام علی علیه السلام
  • حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
  • امام حسن عسکری علیه السلام
    دسته بندی: بازتاب || تگ های مطلب :
    نظرات: 0 1397/11/1
    سمت نو
    اخبار

    رویدادها
    کسب و کار های نوپا

    TED

    معرفی کتاب

    سبک زندگی

    معرفی سایت