ریشه عمیق تعصب در افغانستان
تعصب روش تبعیضی, عصبیت قومی و یا یک حسادت اجتماعی پدیده ای است که به طرز یک حرکت خشونت آمیز مقابل یک کتله و یا گروهی که از نگاه رنگ جلد و طرز ساختمان فزیکی نسبت به گروه دیگر متمایز باشد به وجود می آید و تعصب به انواع و اقسام مختلف در یک جامعه و قوم نظر به شرایط محیطی و پدیده های اجتماعی بروز می کند. به طور مثال احساس منفی که یک گروه و کتله خاص در مقابل گروه دیگری که از نگاه مذهب, زبان و کلتور, عقیده و عنعنات متفاوت باشد و حتی داشتن یک موقف خاص اجتماعی نیز احساسات گروه متخاصم را برانگیخته در صدد از بین بردن این تفاوت ها می شود ولو اگر منجر به اقدام ناسالم مانند جنگ, قتل, تبعید و تاراج گردد و عموماٌ تبعیض از جانب گروه قوی به گروه ضعیف تحمیل می شود.

حسادت و یا تنگ نظری از قدیم الیام و حتی در دوره حجر در بین جامعه بشری موجود بود و انسان های بدوی نیز بقای حیات خویش را روی نیازات اولیه زندگی که تهیه مسکن و غذا بود به گروه متخاصم حمله و توسط قتل و غارت یکدیگر را ازبین می بردند ولی با انکشاف تدریجی جامعه انسانی البته اهداف تبعیضی تغیر شکل داد ولی تعصب و احساس منفی به نوعی از انواع به حال خود باقی مانده است و تا امروز از آن به حیث یک حربه خطرناک سیاسی در جهان استفاده می شود که مثال آن را می توان جنایت بشری هیتلر مقابل یهود, استالین, پالپات و همچنان در این اواخر جنایت بشری سرب ها مقابل مسلمانان بوسنیا و کشتار دستجمعی هزاره های افغانستان توسط طالبان, کشتار کوزورو (یوگوسلوایای سابق) و کشتار دسته جمعی توسط قوم توتسی در مقابل اوتو در افریقا را در اینجا ذکر نمود.

احساسات ناسالم و تعصب در اثر تکامل تدریجی سطح دانش و ارتقاء سویه تعلیمی و پیشرفت های اقتصادی و اجتماعی کشورهای جهان به طور قابل ملاحظه کاهش یافته است ولی هنوز هم حتی در بعضی ممالک پیشرفته جهان به شکل پوشیده و غیر مستقیم موجود است ولی این مشکل را جوامع پیشرفته درک نموده و سعی بلیغ دارند که در اثر تبلیغات و روشن ساختن ذهنیت مردم این نقیضه اجتماعی را تقلیل دهند. در ادیان و مذاهب نیز روش تبعیضی به حیث یک عمل زشت و غیر انسانی مذمت شده است و به خصوص در دین اسلام تبعیض به مقابل بشر را منسوخ و همیشه در قرآن مسلمان ها را به برادری و برابری دعوت نموده است.

رویداد های اخیر جنایت بشری در افغانستان که عامل عمده آن تعصبات قومی و مذهبی بود و در اثر آن تعداد زیاد مردم بی گناه که منسوب به یک قوم خاص و مذهب بودند به وضع فجیع جان خود را از دست دادند ، فرصت آن را برای ما افغانستانی ها میسر می سازد که در مورد تعصبات قومی و مذهبی توجه جدی مبذول داشته و بایست تحلیل نمود که چه عوامل باعث این ذهنیت منفی و احساسات تبعیضی و تعصب مذهبی در افغانستان گردیده و بعد چاره جوی های که چطور می توان با این مریضی خطرناک اجتماعی مجادله شود روی بحث کشیده شود.

اول بایست سوالی را مطرح نمود که آیا تعصب به خصوص در افغانستان ارثی است و یا کسبی؟
ارثی به هیچ صورت شده نمی تواند برای آن که یک طفل نوزاد از بطن مادر متعصب تولد نمی شود پس تعصب یک روش کسبی است و این که در جامعه ما تعصبات قومی و زبانی چرا اینقدر شدت عمل اختیار کرده علل مختلف دارد ولی ما در این نوشته صرف چهار عامل عمده را که باعث ایجاد و تشدد احساسات تبعیضی در کشور شده تذکر می دهیم.

اول: محیط فامیلی
هرطفل که از بطن مادر به دنیا می آید موجود ناتوان و معصوم است که به مرور زمان حرف زدن و به پا روان شدن و طرز لباس پوشیدن را از والدین و اعضای فامیل می آموزد پس طفل نوزاد پشتون, تاجک, هزاره و اوزبک در آوان تولد همه یکسان است و این کودکان نوزاد در اثر پرورش فامیل نشو و نما می کند و اگر به فامیل پشتون به دنیا آمده به زبان پشتو و اگر در فامیل اوزبک به زبان اوزبکی و در فامیل هزاره به زبان محلی پدر و مادرش صحبت می کند و همچنان عادات و رسم و رواج فامیل را می آموزد و یا بهتر بگوییم کسب می کند. صفاتی که فامیل و اعضای خانواده دارد عین ارزش ها را طفل نیز اخذ می کند و برای وی تمیز ان نیست که صفات متذکره مثبت است و یا منفی البته روش های که فامیل در پیش دارد روش سالم و یا ناسالم اجتماعی است آموزش در محیط فامیل که یک مرحله حساس زندگی برای هرطفل است تاثیر مهم در انکشاف فکری وی دارد اگر فامیل طفل روش تبعیضی و تفوق طلبی قوم ویا تعصب مذهبی و زبانی دارد و آن را به طفل خویش از آوان طفولیت تزریق می کند که این احساس نادرست در خاطره طفل باقی می ماند و یک شست و شوی مغزی می شود.

دوم: مدارس ، مکاتب و کانون های علمی و فرهنگی
طفل برای اولین بار از محیط فامیل و ماحول خویش یک قدم فراتر گذاشته در خارج از محیط خانه به مدرسه با چهره های متفاوت و لباس های مختلف و لهجه های کودکان دیگر آشنا می شود و مکاتب بهترین محیطی است که بالای نظریات و افکار جوانان نورس تاثیر وارد می کند و اینجا است که افق نظر پسر بچه ها و دختران در اثر تدریس و تعلیم تغیر وارد می شود و تنگ نظری ها و روش های متفاوت که در فامیل کسب نموده بودند توسط تعلیم و تحصیل به تدریج از بین می رود و در اثر کسب معلومات و اطلاعات بیشتر رسم و رواج های اقوام دیگر مورد تایید قرار می گیرد.

ولی با تاسف عمیق که در مدارس و مکاتب افغانستان همزیستی مسالمت آمیز, برادری و برابری اقوام در گذشته نه تنها تدریس نگردید بل از پالیسی های خاص گروه بر سر اقتدار که زمام امور سیاسی مملکت را به عهده داشتند در دستگاه تعلیمی نیز عملی و تطبیق می شد و تبعیضات به صورت مستقیم و غیر مستقیم در مدارس موجود بود و طفلی که در محیط خانواده درس ابتدایی تفوق قومی و لسانی را آموخته بود در مکاتب نیز این نظریات سوء تقویه و محکم بندی شد و حتی در دانشگاه ها و مراکز عملی افغانستان این تبعیضات به طور پوشیده و آشکار مشهود بود و ارج به حقوق فردی و آزادی عقاید و مذهب محدود بود, گرچه طبقه روشنفکر ما به ظاهر روش تبعیضی را نفی می کردند ولی از خلال گفتار و کردار شان روش تبعیضی مشهود بود و فعلاٌ هم است. اکثر این روشنفکران و صاحب نظران خود ساخته که بحران کشور را پشت سر گذاشته و فعلا با خاطر آرام در اروپا و آمریکا زندگی دارند. باز هم نظر به همان احساس تبعیضی که از محیط و مدرسه کسب نموده هنوز هم در نهادشان زنده است و بنابر ارتباط قومی و مذهبی چندین قطبی شده هر یک از روش های تفوق طلبی قوم خود با یک دیده درایی خاص دفاع می کنند. از این پدیده منفی مردم رنج دیده افغانستان بارها اظهار تاسف نموده و از این که روزی افغانستانی های مقیم اروپا و آمریکا در حل مشکل های سیاسی افغانستان رول مثبت بازی کرده بتوانند ، نا امید اند.

سوم: محیط کار و پالیسی دستگاه اداری دولت
دستگاه اداری دولت در گذشته پالیسی تفوق طلبی را توسط مطبوعات و دستگاه نشراتی تحت کنترل تبلیغ می نمود و در ترفیعات و انتصابات پست های دولتی دانش و تجربه کار مطرح نبود بلکه صرف شرایط قومی در نظر گرفته می شد و پست های وزرات دفاع و وزارت خارجه برای یک گروه مخصوص رزروی بود.
رژیم بر سر اقتدار سیاسی بقای خود را به این می دانست که تفاوت های قومی و زبانی را ایجاد و اقوام دیگر را که نظر به چهره متمایز بودند و یا به زبان دیگری صحبت می کردند به حیث اقلیت های ملی و مذهبی معرفی می نمود و حتی دسته های افراطی اقوام دیگر اقلیت ها را افغانستانی نشمرده و قابل اعتماد در دستگاه دولتی نمی دانستند و این سیاست های خام باعث آن شد که مردم از روش ها ی ناسالم سیاسی حکومت آن وقت عقده گرفته به مقاومت پسیف شروع کردند.

چهارم: سهم رهبران دینی و مذهبی در تشدید تبعیض قومی و مذهبی
روحانیون نام نهاد و رهبران خود ساخته دینی در افغانستان سهم بزرگ در ترویج , توسعه تبعیض قومی و مذهبی در افغانستان داشتند و متاسفانه هنوز هم ملاها از روش تبعیضی در افغانستان و پاکستان استفاده و اقوام را به جان یکدیگر انداخته و به نام قوم و مذهب دها هزار مردم بی گناه به قتل می رسد و ملا های دیوبندی وهابی مذهب و فرصت طلب پاکستان که از یک سو با دستگاه جاسوسی پاکستان ارتباط نزدیک برقرار و از سوی دیگر با طالبان به حیث هم دست و شریک در جنایت بشری افغانستان سهیم شدند و کشور ما را به پرتگاه نیستی سوق داده و نزدیک بود که استقلال و تمامیت ارضی کشور را به نفع پاکستان از دست بدهیم.

مسوولیت این تبعیضات در کشور که ما امروز به حیث یک ملت نمی توانیم یکدیگر خود را تحمل کنیم متوجه همین رهبران دینی و مذهبی ما است که به اساس شعار دین اسلام که همه مومنین با هم برادر و برابر اند به مردمان بی چاره کم سواد و بی سواد ما تفهیم نکردند. بایست کشور ما این مشکل حاد ملی و اجتماعی را درک نموده پالیسی و پروگرام های وسیع اجتماعی و سیاسی طرح و ملت را عملا براصل و اساس برادری و برابری اقوام دعوت و از سیاسیت تبعیضی دوری کند و این سرزمین به همه طبقات نژادی و لسانی تعلق دارد و ملت افغانستان با دشوارترین شرایط زندگی دوش به دوش به حیث یک ملت واحد و تحت پرچم اسلام برای واپسدهی استقلال و حاکمیت ملی خود دفاع نموده و در راه آزادی وطن از زیر یوغ استعمار غرب و شرق که به قیمت جان ملیون ها جوان پشتون, تاجک و هزاره و اوزبک تمام شد. از جانب دیگر این را هم به خاطر داشت که این جنگ ها گرچه مملکت را از هم پاشید لیکن مردم ما را از نگاه سیاسی و نظامی رسانید و هدف ملت ما این است که همه در سرنوشت آینده مملکت سهیم و حکومتی که در آینده تشکیل می شود تحت انحصار یک قوم به خصوص نبوده و بایست نمایندگی از هر قوم و نژاد مملکت کند و اعضای حکومت به اساس لیاقت و کفایت بایست انتخاب گردد و حکومت مردمی درس تحمل, بردباری, رواداری بر یکدیگر و بالاخره مسامحه را در بین مردم تشویق نماید.
جستجو در سایت
تبلیغات
درباره ما

مجله اینترنتی دیپروتد نشریه مجازی بر بستر اینترنت به مسائل آموزشی و مقالات پیرامون کسب وکار های نوپا یا استارت آپ ها و سبک زندگی است فعالیت و محتوای مطالب ارائه شده در سایت همه بیشتر در حوزه مدیریت، کارآفرینی ، روانشناسی ،اقتصادی و فناوری اطلاعات است نام اصلی دیپروتد "ریشه های عمیق " با مجوز رسمی از هیات نظارت برمطبوعات مشغول به فعالیت است

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید